تبليغاتX
قصه ی دلها

قصه ی دلها

تو اگر در تپش باغ خدا را دیدی همت کن و بگو ماهی ها حوضشان بی آب است

تا وقتی قلب کسی را عریان ندیدی بدنت را برایش عریان نکن.

تا وقتی چشم کسی را به درد خود گریان ندیدی برایش اشک نریز.

هر کسی را در دلت جای نده.

در قلبت را تنها برای یک نفر باز کن و به او بگو تو را کمتر از خدا و بیشتر از خودم دوست دارم.

نوشته شده در یکشنبه نهم بهمن 1390ساعت 14:9 توسط فرزانه| |

در امتداد نگاه تو
لحظه های انتظار شکسته می شود
و بغض تنهایی من
مغلوب وجود تو می شود

جواد جان تولدت مبارک

نوشته شده در شنبه چهارم اردیبهشت 1389ساعت 20:6 توسط فرزانه| |

سلام به دوستای گل و نازنینم امیدوارم که حال همتون خوب باشه من بعد از یه وقفه یک ماهه برگشتم اومدم تولد دوستم و بهش تبریک بگم مائده جوووووووووووووووون تولدت مبارک انشاالله ...100000000000000000000000000000000 ساله بشی و تولد بگیری عسلم
نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم مهر 1388ساعت 23:49 توسط فرزانه| |

سلام سلام به دوستای گلم امیدوارم که حال همتون خوب باشه نمازو روزه های همتون قبول درگاه حق تعالی انشاالله...

اومدم یه خبر توپ بدم و برم البته در رابطه با خودم

دیروز سر ظهر دیدم تلفن خونمون زنگ خورد گوشی رو برداشتم دیدم عمه ام پشت خط بهم گفت فرزانه جواب دانشگاهت اومده تو سایت زدن شماره داوطلبیت و بده ببینم چیکار کردی؟؟!! داشتم میمردم از ترس و دلهره که ممکنه چه گندی زده باشم گفتم بهتره برم خودم ببینم که چیکار کردم نشستم پای کامپیوترم که برم نت ولی مگه خط راه می داد خلاصه نتونستم برم در همون زمان دیدم گوشیم زنگ خورد دیدم دختر عمه ام داره زنگ می زنه یه لحظه احساس کردم قلبم وایستاد داشتم میمردم گوشی رو برداشتم دیدم دختر عمه ام می خنده خندیدم و گفتم چی شد قبول شدم اون گفت مژدگانی مو بده تا بگم با ۱۰۰۰ خواهش و التماس بهم گفت گفت که آمل قبول شدم منم یه جیغ بلند کشیدم و بعد گریه کردم صحنه جالبی بود منو مامانم هر دو داشتیم گریه می کردیم  هیچی دیگه اصل مطلب این بود که منم دانشجو شدم خدا رو شکر میکنم که منم از این امتحان سر بلند بیرون اومدم  

ببخشید که سرتون و درد آوردم دوستون دارم نظر یادتون نره عزیزان بای

نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388ساعت 9:18 توسط فرزانه| |

من آموخته ام زندگی سرشار از چالش ها،سختی ها ودشواری هاست وتنها راه غلبه بر مشکلات،توکل به خداوند وبرخورد جسورانه با آن هاست.

من آموخته ام زندگی چیزی است که ما آن را می سازیم.ساختن زندگی آینده ما به دست خودمان است.دراین دنیای پرازچالش وسختی تنها انسان های مصمم و ثابت قدم قادر به تغییر سرنوشت وغلبه بر غیر ممکن ها هستند.

من آموخته ام هیچ چیزی،آسان به دست نمی آید.سعی و تلاش نیمه کاره هیچ وقت نتیجه ای به دنبال نخواهد داشت. اگر نتیجه ای حاصل نشد،کاروتلاش مداوم وسخت کوشی است که نتیجه لازم به بار می آورد.

من آموخته ام الماس بدون سایش جلا نمی یابد،درمقابل هیچ انسانی هم بدون تحمل و گذران سختی ها به کمال نرسد.

من آموخته ام نمی توان مسیر وزش باد را تغییر داد اما می توان مسیر بادبان ها را تنظیم کرد.

من آموخته ام زمان،پول نیست که بتوان آن را اندوخت وپس انداز کرد.دوباره نمی توانی زمان از دست رفته را باز گردانی،حتی نمی توانی آن را از دیگری قرض بگیری.

من آموخته ام ضعیف آن کسی است که اجازه می دهد اندیشه هایش،اعمالش را کنترل کندوقوی آن کسی است که اعمالش را وادار می کند تا اندی شه هایش را کنترل کنند.

من آموخته ام پیش از انجام هر کار بزرگی ابتدا باید به قلب خود اعتماد کردو ایمان آورد.

من آموخته ام همگی ما فقط یک بار دراین دنیا زندگی می کنیم.پس مهرو محبت خود را به دیگران ابراز کن وهیچ گاه آن را به تعویق نینداز.

من فردا کنکور دارم لطفا،خواهشا دعام کنید که قبول بشم.

نظر یادتون نره عزیزان

بای

 

نوشته شده در جمعه دوم مرداد 1388ساعت 0:21 توسط فرزانه| |

مایکل جکسون خواننده پاپ ورقاص ماهربامداد دیروز۵/۳/۸۸ درسن ۵۰ سالگی و براثرایست قلبی در آمریکا در گذشت مایکل جکسون

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نوشته شده در شنبه ششم تیر 1388ساعت 14:19 توسط فرزانه| |

دوستی با هرکه کردم زد به قلبم خنجری

                                            عاشق هرکه شدم اوشدنصیب دیگری

دوستی باهرکه کردم سمبل نیرنگ بود

                                           ظاهرش اهل وفاوباطنش صدرنگ بود

                  ********************************

اومدی توسرنوشتم بی بهونه پاگذاشتی

                                       اماتاقایقی اومد ازمن ودلم گذشتی

رفتی با قایق عشقت توی روشنی فردا

                                      من ودل امانشستیم چشم براهت لب دریا

دیگه در خاک وجودم نه گلی هست نه درختی

                                     لحظه های بی توبودن میگذره اما به سختی

دل تنهاوغریبم داره این گوشه میمیره

                                     ولی حتی وقت مردن باز سراغت رو میگیره

               *****************************************

در آخرهم شهادت ندا آقاسلطان را به تمام آزادی خواهان ،ایرانیان غیوروخانواده اش تسلیت می گویمشهید ندا آقا سلطان

 

 

 

 

 

 

 

 

بای

 

نوشته شده در پنجشنبه چهارم تیر 1388ساعت 13:43 توسط فرزانه| |

چه قدر سخته تو چشمای کسی که تمام عشقت رو ازت دزدید وبه جاش یه زخم همیشگی به قلبت هدیه داد زل بزنی و به جای این که لبریز کینه و نفرت شی حس کنی که هنوزم دوستش داری.            

چه قدر سختی دلت بخواد سرتو باز به دیواری تکیه بدی که یه بار زیرآوار غرورش همه ی وجودت له شده.

چه قدر سخته تو خیالت ساعت ها باهاش حرف بزنی اما وقتی دیدیش هیچ چیزی جز سلام نتونی بگی.

چه قدر سخته وقتی پشتت بهشه دونه های اشک گونه هاتو خیس کنه اما مجبور باشی بخندی تا نفهمه که هنوزم دوسش داری.

چه قدر سخته گل آرزوهاتو تو باغ دیگری ببینی وهزار بار تو خودت بشکنی واون وقت آروم زیر لب بگی گل من باغچه ی نو مبارک

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نوشته شده در جمعه یکم خرداد 1388ساعت 14:45 توسط فرزانه| |

آدمک آخردنیاست بخند

                                 آدمک مرگ همین جاست بخند

دست خطی که تورا عاشق کرد

                               شوخی کاغذی ماست بخند

آدمک خر نشوی گریه کنی

                             کل دنیا تماشاست بخند

آن خدایی که بزرگش خواندی 

                            به خدا مثل تو تنهاست بخند

For You

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نوشته شده در شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388ساعت 18:44 توسط فرزانه| |

"جوانی"زیبا ترین گلی است که در بوستان عمر میشکفد.

اما......عمرش کوتاه است وگلبرگ هایش لطیف وبسیار آسیب پذیر است.جوانان اگر خود را باور کنند

تباه نمی شوند.جوانی بهترین فصل ریسدن به "خودباوری"و"خدا باوری است.

جوانان اگر از "پند پیران"و"تجربه ی بزرگان"بهره بگیرند کمتر دچار حسرت می شوند.

آن که"نقد جوانی"رارایگان وارزان از کف می دهد کوله باری از حسرت را تا دامنه قیامت باید به دوش بکشد چرا؟....حیف نیست؟

"جوانی"موسم افشانی بوستان عمر وفصل شکوفه باران زندگی است.

اگر"غوغای بهار"در باغ زندگی ما بر پا نشود واگر"بلبل جوانی"بر شاخسار عمرمان ترانه زیبای"پاکی"

نخواند ما همان خزان زده سرد و خمودیم هر چند صدها بهار بیاید و بگذرد!

کاش قدر جوانی بدانیم!......

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1388ساعت 1:6 توسط فرزانه| |

Design By : Mihantheme